امتحانات نيمسال دوم 89-90 هم شروع شد

امتحانات به كامتون باشه !!!!!!!!!!!!!!!

 

تمامی دانشجویان گرامی (به غیر از دانشجویان کارشناسی ارشد دوره مجازی ورودی نیمسال دوم سال تحصیلی ۹۰-۸۹) می توانند کارت شرکت در جلسه آزمون (گزارش ۴۲۸) خود از طریق مسیر زیر دریافت نمایند :

منوی کاربر ==> آموزش ==> گزارش های آموزش ==> دانشجو ==> اطلاعات ثبت نام و امتحان => برنامه امتحان پایان ترم دانشجو

شایان ذکر است تعدادی از دانشجویان به دلایل زیر قادر به دریافت کارت شرکت در جلسه آزمون نمی باشند :

  1. دانشجویان بدهکار :این دسته از دانشجویان می توانند با پرداخت بدهی خود(با دریافت گزارش ۱۶۳ از طریق مسیر زیر) و حداقل پس از ۳۶ساعت(به جز ایام تعطیل)، کارت آزمون خود را دریافت نمایند.

    منوی کاربر ==> آموزش ==> گزارش های آموزش ==> شهریه ==> لیست ها و آمارها => فرم واریز وجوه دانشگاه پیام نور

  2. دانشجویانی که شماره ملی آنها در سیستم وجود ندارد: این دسته از دانشجویان می توانند پس از ثبت شماره ملی خود در سیستم – ازطریق مسیر زیر – کارت آزمون خود را دریافت نمایند.

    منوی کاربر ==> آموزش ==> دانشجو ==> مشخصات دانشجو==>تغییر شماره ملی دانشجو

  3. دانشجویانی که انتخاب واحد ایشان با توجه به معدل ترم قبل دارای مازاد می باشد : این دسته از دانشجویان نیز می توانند دروس مازاد خود را-از طریق مسیر زیر-حذف اضطراری نموده و حداقل پس از ۳۰دقیقه کارت شرکت در جلسه آزمون را دریافت نمایند.

    منوی کاربر ==> ثبت نام ==> حذف اضطراری ==> حذف اضطراری

مهندسین کامپیوتر

سوالات متداولی که از مهندسین کامپیوتر در جمع دوستان و آشنایان پرسیده می شود

 

 این کامپیوتر ما ویروسی شده، چیکارش کنیم؟

 

 الان یه کامپیوتر توپ تو بازار چنده؟

 

 این پسر من همش پای بازی کامپیوتره، مشکلی پیش نمیاد؟

 

 فیل.....تر شکن تازه چی اومده؟ ; )

 

 چطوری میشه پسورد یکی رو فهمید؟ (يارو به عشقش شك داره!!!!)

  

چطور میشه فهمید دخترم تو اینترنت چیکار می کنه؟

  

این عکسای ما همش یهو پاک شده، بدبخت شدیم چیکار کنیم؟

  

کامپیوتر من بالا نمیاد، چیکارش کنم؟

 

کی میای پیش ما یه حالی به این کامپیوترمون بدی؟ سي دي هاي جديدتم بيار!!!!!

  

الان ویندوز چی خوبه؟!!!

  

چطوری میتونم سریع تایپ یاد بگیرم؟

  

يه لپ تاپ دست دوي مناسب توي دوستات كسي نميفروشه؟؟؟

   

به نظر تو رم بیشتر تو سرعت بازی تأثیر داره یا سی پی یو یا کارت گرافیک؟

  

بخوام کامپیوترم رو ارتقاء بدم چقد پام در میاد؟

  

الان بیل گیتس پولدارتره یا استیو جابز؟

  

به نظر تو ممكنه قيمت كول ديسك از اينم پايين تر بياد؟؟؟؟

  

بخوام با کامپیوتر پول در بیارم چیکار کنم؟

  

کلاس چی برم؟

  

ميگن نوكيا فلان مدل خوب آنتن نميده....اما من شكلشو خيلي دوس دارم....حالا به نظرت چيكار كنم؟؟

  

واسه این کامپیوتر ما مشتری سراغ نداری؟

  

با اين كامپيوترت يه كدي بزن همه كانال هاي ماهواره  ما باز شه!!!!

  

چرا من تو وصل کردن دوربین دیجیتالم به کامپیوترم مشکل دارم؟

  

بلوتوث جديد چي داري؟ بفرست بياد!!!!!!!!!!!١

  

اینترنت چنده؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

.....

  

و بالاخره: یکم این پسر ما رو نصیحت کن درس بخونه، اينجوري كه اين همش پاي كامپيوتره، هيچي نميشه آخرش!!!‌

.

.

.

و من ....انديشه كنان ، غرق اين پندارم كه اون 140 واحدی که ما (با بدبختي!!!) پاس کردیم ، اینا کجاش بود؟

 

و نكته مهم تر اينكه با عدم پاسخگويي مناسب به پرسش هاي سوپرعلمي فوق، طرف پيش خودش ميگه معلوم نيست ٤ سال تو دانشگاه چه غلطي ميكرده اين بي سواد!!


انعكاس

پدر وپسری در كوه قدم می زدند كه ناگهان پای پسر به سنگی گیر كرد و به زمین افتاد و داد كشید: (( آآآآی ی ی))!! صدایی از دور دست آمد: ((آآآآی ی ی))!!! پسر با كنجكاوی فریاد زد: ((كه هستی؟)) پاسخ شنید: ((كه هستی؟)) پسر خشمگین شد و فریاد زد: ((ترسو!(( باز پاسخ شنید: ((ترسو!)) پسر با تعجب از پدر پرسید: ((چه خبر است؟)) پدر لبخندی زد و گفت: ((پسرم! توجه كن)) و بعد با صدای بلند فریاد زد:((تو یك قهرمان هستی!)) صدا پاسخ داد: ((تو یك قهرمان هستی!)) پسر باز بیشتر تعجب كرد پدرش توضیح داد:مردم می گویند این انعكاس كوه است ولی در حقیقت انعكاس زندگی است. هر چیزی كه بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می دهد. اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلب تو به وجود می آید و اگر دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً بدست خواهی آورد. هر چیزی را كه بخواهی و هر گونه كه به دنیا و آدم ها نگاه كنی، زندگی همان را به تو خواهد داد

زندگی


همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟


شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت


تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود

ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم


ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی

بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم

وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه

تقاضای او همین بود.

همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه

گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم

خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره

آوا، آرزوی تو برآورده میشه


آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه

اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده


نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن


آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین


سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

زندگي همين است

جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای

خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار

بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش

کرد که اون گردن بند رو براش بخره......
ادامه نوشته

آنتوني رابينز


یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .


دو با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .سه همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
چهار وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .پنج وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .شش قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .هفت به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .هشت هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند. نه عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .ده در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .یازده مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .دوازده آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .سیزده وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
چهارده به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .پانزده وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .
شانزده وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .هفده این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن. هجده اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .نوزده وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .بیست وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .بیست و یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .

به زندگي زيبا نگاه كنيم

 مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود... ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در دستش داشت، این کار را می کرد!در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد .وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود :دوستت دارم بابایی روز بعد آن مرد خودکشی کرد !

عصبانیت و دوست داشتن هیچ حد و حدودی ندارند. دومی را انتخاب کنید تا یک زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید که :وسایل برای استفاده کردن هستند و انسانها برای دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز این است که انسانها مورد استفاده واقع می شوند و به وسایل عشق ورزیده می شود.بیایید همواره این گفته را به یاد داشته باشیم:وسایل برای استفاده کردن هستند.انسانها برای دوست داشتن هستند.مواظب افکارتان باشید، آنها به کلمات تبدیل می شوند.مواظب کلماتی که به زبان می آورید، باشید، آنها به رفتار تبدیل می شوند.مواظب رفتارتان باشید، آنها به عادت ها تبدیل می شوند.مواظب عادت هایتان باشید، آنها شخصیت شما را شکل می دهند.مواظب شخصیت تان باشید، چون سرنوشت شما را می سازد .

دوست واقعي

يه دوست معمولي و يه دوست واقعي

 

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميکنه

يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه


ادامه مطلب رو بخوانید ....


ادامه نوشته

دوست


یكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد

ادامه مطلب را بخوانید .....

ادامه نوشته

تا شقايق هست زندگي بايد كرد

مشکلات زندگی

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست
گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان
پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

ادامه مطلب را بخوانید .........

ادامه نوشته

خوشبختي در دستان شماست

داستان مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند....

ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

دستها

                                        

 دستها   

يک توپ بسکتبال تو دست من تقريباً 19 دلار مي ارزه .
يک توپ بسکتبال تو دست مايکل جوردن تقريباً 33 ميليون دلار مي ارزه.
بستگي داره تو دست کي باشه .

يک توپ بيس بال تو دست من شايد 6 دلار بي ارزه .
يک توپ بيس بال تو دست راجر کلمن 4.75 ميليون دلار مي ارزه.
بستگي داره تو دست کي باشه .

يک راکت تنيس تو دست من بدون استفاده است .
يک راکت تنيس تو دست آندره آقاسي ميليونها مي ارزه ...
بستگي داره تو دست کي باشه .

يک عصا تو دست من مي تونه يه سگ هار رو دور کنه .
يک عصا تو دست موسي درياي بزرگ رو مي شکافه .
بستگي داره تو دست کي باشه .

يک تيرکمون تو دست من يک اسباب بازي بچگانه است .
يک تيرکمون تو دست داوود يک اسلحه قدرتمنده .
بستگي داره تو دست کي باشه .

دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دست من دوتا ساندويچ ماهي ميشه .
دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دستاي عيسي هزاران نفر رو سير ميکنه .
بستگي داره تو دست کي باشه .

همونطور که مي بيني، بستگي داره تو دست کي باشه .
پس دلواپسي ها، نگراني ها، ترس ها، اميدها، روياها،
خانواده ها و نزديکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...
بستگي داره تو دست کي باشه .

 

لبخند بزن، امروزاز آن توست

                                                 برگرفته از: ¯`•.¸¸¸.•` IRAN-IRAN `•.¸¸¸.•`¯